اباحهگری و قبح شکنی دلیل برکناری بود! (نکته ورزشی)
سرویس ورزشی-
رئیس برکنارشده فدراسیون فوتبال اخیرا در گفتوگویی که داشته کلی از خودش و اندر خدمات مشعشع خودش تعریف و دفاع کرده و طلبکارانه حرف زده و آخر سر هم برای اینکه خودش را خیلی مهم و البته مظلوم! جلوه دهد گفته است حکم عزل من از «بالا» صادر شده است.
البته وقتی مجمعی، استقلال رای و شخصیت انتخابگری نداشته باشد و جریانات دلالی با تطمیع آن، تکلیف رای وی را مشخص و به او دیکته کنند به چه کسی رای دهد، و با اشاره جریان دلالی، فردی را «نصب» میکند و نه بر اساس لیاقت و اصل شایستهسالاری و نگاه به مطالبات مردمی و درنظر داشتن منافع ملی، طبیعی است این اختیار و شخصیت و اصلا صلاحیت را هم ندارد که حکم« عزل» منصوب سفارشی خود را صادر کند.
بله، در چنین وضعیتی باید هم دستگاههای نظارتی، با قدرت وارد عمل شوند و حکم عزل چنین فردی را که با رای سبیل چرب شدهها، به مقام منیع ریاست و صندلی پرارزش خدمت و نوکری مردم رسیده، صادر کنند. چرا فقط دلالها و کار چاق کنها و قالتاقها به مجمع و اکثریت اعضای آن خط بدهند و سفارش کنند که فلان فرد را به ریاست«نصب» کنید؟
چرا دستگاههای رسمی و تشکیلات نظارتی به وظیفه ملی خود عمل نکنند؟ البته ما نمیدانیم داستان « از بالا» ی این فرد، چقدر صحت دارد، چون در زمان ریاست کوتاه مدت ایشان کم، حرف و وعده عمل ناشده نشنیدیم. شاید این ادعا و حرف هم یکی از آنها باشد، اما به صراحت عرض میکنیم اگر داستان« از بالا»ی ایشان درست باشد هم خوشحال میشویم و هم امیدوار. امیدوار، از این نظر که خدا را شکر دستگاهها و تشکیلاتی هم در این مملکت هستند که هم رسما وظیفه نظارت و رصد کردن مسائل را دارند وهم عملا به وقت خود آن کاری را که باید انجام دهند، با قدرت انجام میدهند و باز آرزو میکنیم این دستگاههای نظارتی که از « بالا» عمل میکنند نه فقط در این مورد خاص، که در هرجا و هر حوزهای که عدهای یا باند و جریاناتی، فرهنگ و ارزشهای مقبول جامعه و منافع مادی و اقتصادی مردم را بازیچه منافع حقیر و هوسهای پست و کثیف خود کردهاند، وارد عمل شوند و آنچنان عمل کنند که باید، طوری که باعث قوت قلب مردم و به سود منافع ملی باشد و خواب را بر چشم فرصتطلبان منفعتپرست و عاشقان میز و ریاست و مواهب مدیریتی حرام کند.
به بهانه حرفهای رئیس معزول فدراسیون فوتبال از فرصت استفاده میکنیم و بار دیگر به خوانند گان محترم یادآور میشویم که آنچه باعث عزل این فرد از صندلی ریاست فوتبال شد، برخلاف آنچه که خودش اصرار میکند و دوستان و همپالگیهای رسانهایاش میخواهند به شیوه همیشگی خود- که فریب افکار عمومی است- القا کنند، بیش از اینکه به مسائل مالی و حقوقهای نجومی و پاداشهای آنچنانی و
ریخت و پاشهای از کیسه خلیفه و... یا ضعف مدیریتی و انتصاب همکاران و سر و سر داشتن با «خوبان عالم»! و نظایر این دلایل، مربوط شود به اباحهگری و هرهریمسلکی و قبحشکنیهای اخلاقی که به طور خزنده اما ملموس و وقیحانهای در فدراسیون و ارکان آن و حتی اردوی تیم ملی و... به حرکت درآمده بود و آقای مثلا مسئول و مدیر فدراسیون که آنجا که جو و باد! و فضا و مصلحت و منافعش اقتضا میکرد در دفاع از ارزشهای دینی و اعتقادی و فرهنگی و ملی، منبر میرفت و خود را مدیری جهادگر که فقط و فقط محض اصلاح و نجات فوتبال و بازگرداندن آن به دست صاحبان اصلی آن یعنی مردم زیر بار مسئولیت رفته، در عمل در برابر این جریانات ضد فرهنگی و مغایر با ارزشهای مورد قبول جامعه که سازنده فرهنگ و اعتقادات و معنویت این ملک و ملت است، کوتاه میآمد و سکوت میکرد و ایکاش سکوت میکرد، تشویق هم میکرد، حمایت هم میکرد، به جای برخورد تنبیهی با قبحشکنان و مرتکبان خلاف و رفتار ضد اخلاقی که چند روزی خوراک خوبی برای شبکههای معاند شد، دستور میفرمود قبل از بازی تیم ملی (جلوی امارات) پوستر رنگی و گلاسه خلافکاران را به عنوان سمبل ملیپوشان و نماد یک ملت بزرگ و باشخصیت که 43 سال است به جرم پایداری در دفاع از ارزشهای فرهنگی و اعتقادی خود مورد بیرحمانهترین حملات خونآشامان متمدن نمای دنیا قرار گرفته، چاپ شود و در دسترس همگان و برنامههای محترم و خیلی متعهد ورزش شبکه 3، قرار گیرد، تا همه علیالخصوص جریانات و نشریات و رسانههای اصیل و نجیب و در خدمت فرهنگ جامعه و روشنگری و آگاهی بخشی به مردم، قشنگ گوشی دستشان بیاید که در فوتبال ما چه خبر است و از این به بعد چه محشری! قرار است برپا شود.
اینطور نشریات و رسانهها و آدمهای واپسگرا و مرتجع و عقبمانده و طرفدار فرهنگ ملی و قهرمانی و بیگانه با آنچه در عالم ورزش حرفهای روز دنیا میگذرد، یا باید خودشان را مثل ماها که عنان فوتبال را با رای مجمع محترم! به دست گرفتهایم «up date» کنند و همرنگ جماعت شوند یا اگر خیلی رویشان را زیاد کنند و بخواهند خواستار ورود دستگاههای نظارتی و فرهنگی به این ماجراها و حریم ماها بشوند ما هم با یک تلفن به اینفانتینو، حساب خودشان و نظارتشان و دولتشان و...! را میرسیم.
کمتر از دو هفته اما دیدیم وقتی رگ غیرت اهالی ورزش از اتفاقاتی که در اتوبوس تیم ملی افتاده بود و سکوت و مماشات قبح شکنانه مسئولان، به جنبش درآمد و مجله بیدار و متعهدی چون کیهان ورزشی با حمله به «جریانات گستاخ و قبح شکن»، «مهر باطل» شد بر چهره آقای مثلا رئیس کوبید، خیلی زودتر از حد تصور(کمتر از دوهفته) طومار مدیریت ایشان در فدراسیون بر چیده و حکم عزل وی صادر شد.
بله، این بود دلیل اصلی عزل و برکناری آقای رئیس، نه مسائل مالی و رابطه با خوبان عالم و... چرا که این مسائل تقریبا از ابتدا معلوم بود، اما خبری از برکناری نبود، اما وقتی موضوع اتفاقات غیراخلاقی و ماجرای «اتوبوس» و... رخ داد و آقای مسئول! به وظیفه خود در این باره عمل نکرد، آن وقت بحث برکناری ایشان کلید خورد. بنابراین بهتر است ایشان مظلومنمایی و فرافکنی نکند و خودش را «قهرمان» جلوه ندهد، که اگر هرکسی باورکند، آگاهان و صاحبان تحلیل و بصیرت، آن را باور نمیکنند چون میدانند علت اصلی عزل و برکناری چه بود.
و این البته تجربه بسیار خوبی است که باید از آن درس گرفت، هرچند هوچیهای سایتدار و شومنهای تلویزیونی، بخواهند با راهانداختن هیاهو، افکار را منحرف کنند و فریب دهند. این تجربه که بارها در طول تاریخ و خاصه در دوران معاصر تکرار شده، این است که هرکسی، با ارزشهای مقبول این مردم که سازنده فرهنگ و اعتقادات و باورهای آنهاست دربیفتد و بخواهد بازی درآورد و به آنها اهمیت ندهد، خیلی زودتر از حد تصور، سقوط میکند و سرنگون میشود، حالا میخواهد رئیس فلان فدراسیون باشد یا اینکه بهمان مجری تلویزیونی و نویسنده باشد و یا حتی« شاه شاهان»! باشد...